خانواده چهار نفره ما از بی کلامی رنج می برد ...
پدر و مادر" مکالمه داشتن" را نه تنها بلد نیستند که لازم هم نمی دانند!
به تاریخچه ی زندگی تک تک مان، زخم های زیادی هست که همین بی کلامی ها عمیقترش کرده.
این روزها فکر می کنم شاید کسی که باید آستینی برای گردگیری این خانه بالا بزند،خود من باشم!
هان؟
بی شک "متاسفانه"!
ما نسل تغییریم ... نسل از نو فکرکردن، از نو شروع کردن...
خوش آمدی به اتاقم.
اخه نمیشه یک چیزایی رو به زبون اورد...
گره همینجاست!
چرا می شه .
سخته
ولی میشه!